تبليغاتX
قلم نوشت یک تازه معلم - از ماست که بر ماست

قلم نوشت یک تازه معلم

            

   روزی که آموزش حروف را شروع کردم و بچه ها به زور یاد  می گرفتند و من خیلی اذیت شدم مخصوصا در حرف (ب) باورم نمی شد که هنوز آبان ماه به پایان نرسیده،بچه ها بتوانند کلمات خارج کتاب را بخوانند. سه شنبه گذشته در حالی که حرف (س) را پشت سر گذاشته بودیم، من تعدادی  کلمه خارج از کتاب را روی تابلو نوشتم و از بچه ها خواستم تا آنها را بخوانند.بچه ها خیلی زودتراز آن چیزی که تصور می کردم همه کلمات را خواندند و آنهایی که زرنگ تر بودند حتی می آمدند و کلمات را با هجی کردن در ذهنشان بر روی تابلو می نوشتند.آنها چنان از خواندن کلمات و بعضاً جملات  به شعف رسیده اند که مدام از من می خواهند تا کلمات خارج کتاب برای آنها بنویسم و آنها بخوانند. آنها حتی به املا هم علاقه وافری پیدا کرده اند و دوست دارند که هر روز از آنها املا بگیرم و اگر یک روز املا را از برنامه درسی خارج کنم زرنگ ترهای کلاس کلی خواهش و تمنا می کنند تا املا از برنامه همان روزشان حذف نشود.      

       آنها من را خیلی امیدوار کرده اند و این شب ها  برخلاف دهه اول آبان با آرامش بیشتری می خوابم.

 

از ماست که بر ماست

   

حکایت بی پولی شاهین حکایتی قدیمی است که هرسال با شروع  لیگ  این قصه نقل محافل مطبوعاتی و ورزشی استان  می شد و با پایان فصل این قصه تا شروع فصل بعد موقتاً به دست فراموشی سپرده می شد تا این که در فصل گذشته با تلاش و درایت مسئولین اجرایی وقت استان  شاهین بوشهر با تغییر نام از شاهین به شاهین پارس جنوبی تحت حمایت مالی منطقه ویژه انرژی پارس قرار گرفت  وهمگان خوشحال از اینکه بالاخره این قصه  دردناک به پایان رسیده  و تمام روزهای سخت شاهین گذشته است  اما این بار هم که شاهین که مشکل مالی نداشت  نه تنها نتوانست به لیگ برتر صعود کند بلکه برای سقوط نکردن از لیگ دسته لیگ تا هفته های پایانی با حریفان ته جدولی خود جنگید و توانست در لیگ یک ماندگار شود و امیدوار به شروع فصل آینده. اما این بار مجموعه پارس جنوبی علاقه زیادی به اسپانسری تیم شاهین ازخود نشان نمی داد اما با فشار زیاد مطبوعات و مردم وتلاشهای مسئولین پذیرفت که قسمتی از هزینه های مالی باشگاه را پرداخت کند.با آغاز فصل جدید شاهین برخلاف سال گذشته خیلی خوب شروع کرد وتوانست در رده های بالای جدول جا خوش کند.در حالی  دیروز تیم شاهین  توانست در خانه  تیم مس رفسنجان را شکست داده و سومین برد فصل خود را جشن بگیرد و جایگاه خود را در صدر جدول استحکام بخشدوهمه را خوشحال و امیدوار به اینکه بار دیگر فوتبال بوشهردر سطح اول فوتبال مملکت حضور یابد و خاطرات سالهای گذشته  دور و درخشان شاهین بار دیگر تداعی شود اما این خوشحالی و امیدواری  با استعفا سرمربی شاهین بیش از چند ساعت دوام نیاورد تا شاهین خیلی زود از روزهای شیرین کنونی جدا شده و وارد فاز جدیدی از بحرانی شود که ماه ها است میهمان خانه شاهین شده است.بحرانی که محمد دوانی رییس هیات فوتبال استان و عضو هئیت رییسه شاهین عامل آن را بی میلی وزارت نفت برای حمایت مالی از باشگاه عنوان می کند و این این بی میلی را نشات گرفته ازباشگاه از نامه پیشکسوتان باشگاه به وزیر نفت،دفتر بازرسی وزارت نفت و مدیر عامل منطقه ویژه انرژی پارس می داند.نامه ای که محتوای آن گلایه و شکایت از مدیران شاهین به دلیل نتایج ضعیف این تیم در فصل گذشته بوده است و همین نامه ها بهانه دست وزارت نفت و وزیر کازرونی آن داده است تا از حمایت مالی باشگاه سرباز زند.با شنیدن این سخن از دوانی آه سوزناکی کشیدم و با خود چنین زمزمه کردم:آری ؛از ماست  که بر ماست.

     این خودی کشی ها اولین بار نیست که در استان ما رخ داده است و آخرین بار هم نخواهد بود. همین غریب نوازی ها و خودی گریزی ها است که باعث شده استان ما همچنان عنوان محروم را با خود به یدک بکشد.بیایید از دیگران بیاموزیم.آنهایی که یاد گرفته اند برای پیشرفت استانشان باید یکی شوند.رییس جمهور به استان آنها می رود. استاندار،امام جمعه،نمایندگان مجلس شورا و خبرگان و مردم همه یکی شده و فریاد می زنند ما فقط دو چیز می خواهیم: پارس جنوبی و  راه آهن .آنها یاد گرفته اند که از آدم های  بزرگ چیزهای بزرگ بخواهند اما ما چه؛ نماینده مان را در جلوی رییس جمهور هو می کشیم و خوشحال  هستیم و با افتخار برای همدیگر تعریف می کنیم؛نماینده عالی دولت را هو می کشیم و مطبوعاتمان با خوشحالی هر چه تمام تر  آن را انعکاس می دهند. ما فقط یاد گرفته ایم که  نماینده هایمان علیه استادار نطق کنند و بالعکس .ما فقط یاد گرفته ایم که علیه همدیگر نامه بنویسیم و طومار امضا کنیم تا به هر قیمتی شده فلانی از سمت خود بر کنار شود حتی به قیمت عقب ماندگی استان.همین کار های ماست که باعث اکنون در مرکز قدرت هییییییییییییچ نفوذی نداشه باشیم..حالا همین اختلافات است  که  باید  در جلوی چشمانمان حق کشی را بیینیم ونتوانیم حرفی بزنیم وشرکت نفت فلات قاره به شیراز انتقال داده شود و حالا که فلات قاره را از دست ما ربوده اند نغمه کی بود کی بود من نبودم سر می دهیم و میگلی نژاد نمایندگان دور هفتم استان را مقصر می داند و قیصر دور هشتمی ها را.حالا همین اختلافات باعث شده  تا شاهین خیلی زود وارد بحران شود و  با این وضعیت شاید  امسال هم برای سقوط نکردن بجنگد.

ما کی می خواهیم دست ازچند دستگی ها برداریم و  همدیگر را ارج نهیم  واعتلای استانمان را بخواهیم.شما بگویید:کی؟؟؟؟؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 10:45  توسط حسن محدث زاده  |