با سلام خدمت دوستان و همراهان بزرگوار در دنياي مجازي
در اين تابستان 2كارمهم و سنگين را پشت سر گذاشتم.گه اولي آن نتيجه اش برايم تلخ و زجر آور بود ولي دومي برايم كلي شيرين و خاطره انگيز بود.شركت در مسابقات فرهنگي هنري مراكز تربيت معلم در تيريز اولين كار مهم بود كه خيلي از وقتم را گرفته بود.از حدود 10تير ماه خود را براي اين مسابقات آماده كرده بودم اما 6مرداد براي هميشه روزي تلخ در زندگيم خواهد بود چون در اين روز بود كه در اين مسابقات شكست خوردم و دست از پا درازتر از هواي خنك و مطبوع تبريز به تش باد و شرجي جنوب بازگشتم.به محض بازگشت از تيريز به اتفاق دوست عزيزم ابراهيم جاگراني(مردكاغذي) مسئوليت برگزاري هفته مهدويت در شهر آبدان را بر عهده گرفتيم تا دومين كار مهم و سنگين تابستان 87 را آغاز كنم.قراربود براي اولين هفته مهدويت در آبدان برگزار شود. برگزاري 10مراسم بزرگ و باشكوه در 5روز كاري سنگين و طاقت فرسا بود اما عشق به آقا امام زمان انرژي كار كردن را به ما مي داد.
مجموع اين كارها به علاوه مشغله هاي شخصي ديگر باعث شده بودند كه نتوانم به راحتي به دنياي مجازي دسترسي داشته باشم.حال كه هر دو كار به پايان رسيده است باز دست به قلم شده ام و با یک مطلب ورزشي به جمع با صفاي شما دوستان پيوسته ام.اميدوارم كه باز هم مرا بپذيريد.
ورزش ما به كجا مي رود؟
المپيك پكن امروز دوازدهمين روز خود را مي گذراند و مراد محمدي كشتي گير با غيرت مازني تيم ملي ايران توانست با قرار گرفتن بر سكوي سوم وزن 60كيلوي كشتي آزاد المپيك ايران را به جمع كشور هاي صاحب مدال وارد كندضمن تبريك اين موفقيت بزرگ خدمت شما ورزش دوستان اما در اين نوشته نمي خواهم از موفقيت مراد محمدي بگويم بلكه از عدم توفيق كل ورزش ايران در المپيك سخن خواهم راند.دوازده روز از الميك گذشت وسهم ما ازمدالهاي بسيار زياد توزيع شده فقط يك برنز نا قابل بوده است، روز هاي آينده المپيك هم خواهد گذشت و ما خيلي هم شانس بياوريم 2 يا3مدال از مدال هاي باقي مانده را به حساب ايران واريز كنيم تا پسترفتي مفتضحانه نسبت به الميك 2004 آتن كه 6 مدال كسب كرده بوديم داشته باشيم.المپيك به پايان خواهد رسيد و همگي از علمكرد ضعيف كاروان ورزش ايران ناله و شكوه خواهند نمود و باز هم همان حرف هاي قديمي كه بايد كار را از اول شروع كنيم زده خواهد شد. رسانه ملي سردمدار برگزاری جلسات كارشناسي، تجزيه و تحليل و...خواهد شد. ورزشكاران گناه را به گردن مسئولان مي اندازند و بالعكس.همه حرف از المپيك 2012 لندن خواهند زد واز حضور ايران مقتدرانه در المپيك آينده اما واقعيت چيز ديگري است. تا زماني كه تفكر ما المپيكي نشود و فقط حضور در المپيك را براي خود افتخاري بزرگ بدانيم واز شكست هاي سنگين تيم بسكتبال ايران در مقابل حريفان به نيكي ياد كنيم المپيك 2012كه هيچ المپيك 3012هم وضعيت ورزش ما بهتر از اين نخواهد بود.آنگاه متوجه مي شويم كه يك قرن گذشته است و ورزش ما مانند فوتبالمان همچنان در حال در جا زدن است .
ما در اين المپيك حتي نتواستيم مانند المپيك گذشته كار كنيم اما اين در حالي است كه رييس ورزش ما خبر از توانمندي كشورمان در برگزاري همزمان المپيك و بازي هاي آسيايي مي دهد.
شما بگوييد كشتي ورزش ايران با اين حرف ها و عملكرد ها به كجا خواهد رسيد؟
