هفته گذشته در حالی به پایان رسید که من اولین هدیه معلمیم را که یک بیماری سرماخوردگی ناقابل بود،از دانش آموزانم دریافت کردم تا دو روز پایانی هفته به بستر بیماری تبعید شوم و نتوانم به وعده ای که با خود گذارده بودم(به روز کردن وبلاگم در روزهای جمعه )جامه عمل بپوشانم. بیماری شایع شده در سطح شهر باعث شده بود که هر روز ۳ـ۴ نفر از دانش آموزانم به علت گرفتار شدن به این بیماری از آمدن به کلاس محروم شوند و غیبت آنها کار را هم برای من و هم برای خودشان دشوار کرده بود
دیروز هم در حالی که هنوز به طور کامل از دست این بیماری خلاصی نیافته بودم به مدرسه رفتم تا چهارمین هفته مدرسه را آغاز کنم که متوجه شدم سید علی هم در دستان این دیو به اسارت در آمده و به مدرسه نیامده است.نمی دانم کابوس این بیماری کی به پایان خواهد رسید و کلاس من که حالا از ۱۸نفر به ۲۳نفر رسیده است، .دوباره یک روز بدون دانش آموز غایب را تجربه کند.برای شاگردانم نگران هستم و می ترسم غیبت های متوالی و مکرر آنها بر روند درسی شان اثر نا مطلوب بگذاردو عقب ماندگی درسی را برای آنها در آغازین ماه سال تحصیلی جدید به ارمغان بیاورد.
***
آفرین کریمی
خداحافظی علی کریمی از تیم ملی فوتبال یکی ار سوژه های این روز های مطبوعات ورزشی کشور است که من هم دوست دارم اندکی در مورد این مسئله روز فوتبالی کشور بنویسم.
زمانی که علی کریمی به پولهای باد آورده از نفت شیوخ مرفه نشین عرب حوزه خلیج فارس پشت کرد و حاضر شد به ازای دریافت فقط ۷میلیون تومان در آمد ماهیانه به تیم پرسپولیس تهران بپیوندد همگان این کار کریمی را فقط برای رسیدن مجدد به پیراهن مقدس تیم ملی تفسیر کردند.پیراهنی که امروز متاسفانه مسئولیت آن در دست فردی افتاده است که تیم ملی راسالهاست ارث پدری خود می داند و آن را محلی برای تسویه حساب های شخصی با بازیکنانی که دیروز نمی توانستند زیاده گویی و حرف های زور او را در اردوهای تیم ملی بپذیرند.چند روز پیش مصاحبه ای را از رضا شاهرودی بازیکن سالهای نه چندان دور تیم ملی را در یکی از نشریات ورزشی می خواندم که او نیز از قلدر بازیهای علی دایی شکایت کرده بود و گفته بود:به خاطر اینکه در تمرین تیم ملی بر روی پای وی تکل رفته بودم با من درگیر شد و فحاشی نمود و این رفتار دیکتاتورانه او باعث شده بود که همه بازیکنان از او بترسند و مراعات حالش را بکنند تا مبادا دایی در تمرینات مصدوم شود... این حرف رضا شاهرودی مرا به یاد حرف های معروف حاجی مایلی کهن بعد از جام جهانی۲۰۰۶آلمان در مورد تکل ایمان مبعلی بر روی پای دایی که موجب خط خوردن وی از تیم ملی شده بود انداخت
خیلی ها بازگشت کریمی رابه فوتبال ایران اشتباهی بزرگ تلقی کرده و این کار او را نوعی منت کشی از علی دایی سرمربی تیم ملی می دانستند اما علی کریمی با این کار ارزشمند خود یعنی حضور نیافتن در تیمی که در راس آن دایی باشددر حالی که شایسته ترین بازیکن برای پوشیدن تیم ملی بود جواب همه منتقدانش را داد تا بدانند او برای به دست آوردن پیراهن تیم ملی نیازی به منت کشی به افراد ضعیف النفسی همچون علی دایی ندارد.باید به کریمی بابت این کار ارزشمندش آفرین گفت تا دایی بداند او همیشه حرف اول و آخر نمی زند و کسی هست در جلوی او بایستد