تبليغاتX
قلم نوشت یک تازه معلم

قلم نوشت یک تازه معلم

تو اگر

    در طپش باغ

                   خدا را دیدی

                             همتی کن و بگو

ماهی ها

              حوضشان بی آب است

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 19:21  توسط حسن محدث زاده  | 

امروز صبح، کنکور سراسری ۸۷ توسط علوم انسانی ها به پایان رسید. من هم که می خواستم امسال سومین کنکور خود رو تجربه کنم، آذرماه سال قبل با کلی امید و آرزو ثبت نام کردم. واسه همین هرچی کتاب درسی و تست و جزوه بود با خودم بردم بوشهر، تا به اصطلاح کنکور بخونم. اما چون یه بار خرم از پل گذشته بود و دو سال پیش از سد کنکور گذشته بودم و دانشجوی تربیت معلم شده بودم، این بار اصلاً دلم به سمت خوندن نمی رفت و آن یاران مهربان، طی چند مرحله دوباره آبدون آوردم و به قفسه کمدم تبعید کردم.

هفته قبل، روزهایی که داشتند کارت توزیع می کردند، تا آخرین ساعات هم با خودم کلنجار رفتم که بروم کارت ورود به جلسه رو بگیرم اما نتونستم خودم رو راضی کنم که سیاهی لشکر باشم و کارت را نگرفتم تا کنکور ۸۷ زودتر از خیلی ها برای من به پایان برسد....  

این همه سرتون رو به درد آوردم تا از رکورد شکنی دوست عزیزم ابراهیم جاگرانی یا همون مرد کاغذی بگم.جناب دو سال بود کنکور ثبت نام می کرد اما روز کنکور که می شد تا ساعت ۸ می خوابید و بعد که خورشیدخانم  خوب  چشماشو  نوازش می کرد تازه یادش می اومد که کنکور داره اما امسال آقا رکورد شکنی کرد و الکی الکی کنکور انسانی داد.هدف اصلی من از این مطلب این بود که به ایشون این رکورد شکنی رو تبریک بگم .شما  نمی خواید تبریک بگید.   

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 0:47  توسط حسن محدث زاده  |