+ نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 23:59  توسط حسن محدث زاده
|
فرزندی از دیار عطش. شرجی و تش باد از خاک پاک آبدان. حسن محدث زاده گمشده در دیروز . عاشق امروز و منتظر فردا... فردایی که با شروع مدسه بالاخره آمد آمده ام بنویسم تا شاید درد تنهاییم را...
.................................................
نگاه ساکت باران بروی صورتم دزدانه می لرزد ولی یاران نمی دانند که من دریایی از دردم به ظاهر گرچه می خندم ولی اندر سکوتی تلخ می گریم